فلاش بک به سیاست، یادداشتی از علی مسعود نیا بر رمان «پنجره زودتر می‌میرد»

علی مسعود نیا – روزنامه شرق

«پنجره زودتر می‌میرد» جدا از تمام محاسن و معایب احتمالی، سه حسن بسیار بزرگ دارد. این محاسن آنقدر مهم و ارزشمند هستند که کتمان آنها را باید به حساب بی‌انصافی و کوته‌بینی گذاشت؛ ولو اینکه کتاب را نپسندیده باشیم (که من نپسندیده‌ام) . در حقیقت گمان می‌کنم اهمیت رمان‌واره «پوریا عالمی» نه در بعد ساختاری و عناصر دخیل در ساختار آن (از قبیل زبان، فرم روایت، شخصیت‌پردازی و…)، که در معنای ماهوی آن در بطن داستان‌نویسی امروز ایران است. این معنای ماهوی بر آن سه خصیصه‌یی استوار است که از آنها به عنوان «حسن» یاد کردم. پیش از پرداختن به این خصایص، باید به این نکته اشاره کنم که به گمان من، در شرایط امروز، داستان‌نویسی ایران، بیش از آنکه به خلق داستان‌های «خوب» (یعنی داستان‌هایی که وجوه زیبایی‌شناختی قابل دفاعی دارند) نیاز داشته باشد، به جسارت «خلق» و احتراز از «جریان غالب» نیاز دارد. نخستین خصیصه مهم رمان‌واره «عالمی» در همین حیطه رخ می‌دهد: او می‌کوشد هم در حوزه ساخت و هم در حوزه درون‌مایه، از جریان غالب داستان‌نویسی امروز فاصله‌یی معنا‌دار بگیرد. او از آنچه گویا طبق توافقی خاموش میان منتقدان، ژورنالیست‌های ادبی، ناشران و مجمع عمومی خوانندگان رمان فارسی به عنوان استاندارد داستان‌نویسی معرفی و تبلیغ می‌شود، دوری می‌گزیند؛ حال آنکه احتمالا می‌توانست در همان نُرم اثر پر‌فروش‌تر و پر‌سر و صدا‌تری را عرضه کند. خصیصه دوم که می‌شود گفت استراتژی او برای رسیدن به خصیصه نخست بوده، ورود وی به عرصه اکسپریمنتالیسم است. او برای ایجاد فاصله با جریان غالب، وارد حیطه تجربه‌گرایی می‌شود و از روایت داستانش به شیوه‌های معهود و محبوب پرهیز می‌کند. اما نتیجه این دو به یک اتفاق مهم منجر می‌شود. اتفاقی که شاید خود مولف هم بر آن وقوف توام با اشرافی نداشته‌ باشد و از سویی به‌شخصه ندیده‌ام جایی در مطالب معدودی که به این کتاب پرداخته‌اند، به آن اشاره پر‌رنگی شده باشد

«پنجره زودتر می‌میرد» تلاشی عزیز است در راه احیای رمان «سیاسی/ اجتماعی». یعنی رمانی که صراحتا موضوع خود را سیاست می‌گیرد و آن را در یک متن اجتماعی مطرح می‌کند. این ژانر که از اصیل‌ترین و ریشه‌دار‌ترین انواع داستان معاصر ایران است، در گذر زمان به دلایل عرضی و جوهری مختلف به دست فراموشی سپرده شده است. اما آنقدر ظرفیت دارد و آنقدر در فرهنگ سیاست‌زده ایران محق به ادامه حیات است که هر کوششی در راه احیای آن را باید به‌شدت گرامی داشت. با این‌حال کتاب «پوریا عالمی» در دل جهان‌واره‌ خود معضلاتی اساسی دارد. معضلاتی که محاسن بزرگ آن را تا حدی تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. نخستین معضل بزرگ این کتاب شاید بلا‌تکلیفی «فرم» باشد. فرم روایت در این رمان‌واره گویا چار‌چوبی بیرونی و تحمیلی و تدوینی است که خارج از جهان‌واره داستان قرار می‌گیرد و خود را بر اثر تحمیل می‌کند و همانند فراری به سمت جلو به نظر می‌رسد. در حقیقت منطق تک‌گویی‌ها و دو‌گویی‌های پیاپی در این داستان توجیه معنا‌داری نمی‌یابد. انگار که نویسنده از روایت سر‌راست و اجرای روابط نه‌چندان پیچیده آدم‌های داستانش نا‌توان باشد و به همین خاطر به این فرم شقه‌شقه پناه آورده باشد. البته در همین ساخت نیز شاهد هستیم که نویسنده ماهری در پشت اثر حضور دارد. نویسنده‌یی که می‌خواهد از تمام امکانات زبان استفاده کند و آدم‌هایش را با همین تک‌گویی‌ها بسازد و باور‌پذیر کند. اما دقیقا همین قدرت‌نمایی‌هاست که فرم اثر را جایی بیرون از متن بر‌جای می‌گذارد و با کانسپت‌ها در هم نمی‌تند. پرسشی که پس از خواندن این کتاب برای من پیش آمد شاید برای مولف و بسیاری از منتقدان و خوانندگان مضحک به نظر آید، اما من ابایی از طرح آن ندارم: چه چیزی… کدام نیرو و منطقی این آدم‌ها را وادار به بیان این مونولوگ‌ها می‌کند؟ می‌خواهم این‌طور بگویم که فرم تحمیلی اثر با منطق روایت آن سازگار نیست و به همین خاطر وارد بافت داستان نمی‌شود. ضمن آنکه خود تک‌گویی‌ها که قرار است تمام بار روایت را بر‌دوش بکشند (از جمله شخصیت‌پردازی، تعویض نظر‌گاه، فضا‌سازی و…) در طول کتاب موفقیت مداومی ندارند. دانای کل طنازی که از شخصیت «مرتضا» پر‌دور است، جا‌به‌جا در میان حرف‌های او ظاهر می‌شود و به ساحت «مزه‌پرانی» ورود می‌کند؛ ساحتی که نه در شخصیت آرمان‌گرای «مرتضا» توجیه می‌شود و نه در دوران زوال و ویرانی او؛ و باز از این دست است تک‌گویی‌های «ژاله» و «بهار» که گاه زنانی کوته‌بین و کم‌سواد از طبقه فرو‌دست جامعه جلوه می‌کنند و گاه چنان سخنان نغزی توی دهان‌شان گذاشته می‌شود که ماهیتی کاریکاتوری و بهلول‌وار می‌یابند. و باز کلیشه نچسب کاراکتر شاعر ملانکولیک درباره «آرمان» که چنان در ساحت تصنعی و غلو‌شده‌یی از انتزاع و استعاره بروز می‌یابد که به جای خلق قهرمانی سمپاتیک، اعصاب‌خرد‌کن‌ترین بخش‌های این رمان‌واره را شکل می‌دهد. و از همه بدتر موجودی که از جهان‌واره سمبلیک، وارد این جهان‌واره نئو‌رئال می‌شود و به‌زور به داستان غالب می‌شود؛ یعنی «پنجره».

 

بدون شک ضعیف‌ترین و بی‌ربط‌ترین فصول داستان مربوط است به تک‌گویی‌های «پنجره». چنین است که به نظر من، هر‌چند «عالمی» در نظر داشته که تک‌گویی‌ها پیش‌برنده روایت بیوگرافیک این خانواده در حال زوال باشد، اما در عمل بسیاری از فصول نوعی در‌جا‌زدن و مانور زبانی و احضار نوستالژی هستند و به همین خاطر این رمان‌واره‌ کوتاه به نظرم در برخی پاره‌هایش ملال‌آور و ساکن می‌آید. هر‌چند که در برخی فصول، همین احضار نوستالژی به متن با ظرافتی ستودنی شکل می‌گیرد، خصوصا جاهایی که غلو نوستالژیک را هم کنار می‌گذارد و بدل می‌شود به فلاش بکی در حافظه مشترک نسل‌های مختلف (مثل عشق باور‌پذیر «رسول» و «لیلی») . در این سطرهای آخر دلم می‌خواهد تاکید کنم بر شور و شوقی که نصیبم شده از احیای داستانی دربرگیرنده آرمان‌گرایی، مبارزه سیاسی، چالش‌های عقیدتی، بزنگاه‌های روشنفکرانه، جنگ، انقلاب، شهادت و امثالهم. اما نمی‌دانم این حجم و این ساختار و این اجرا چقدر برای تمام اینها ظرفیت داشته یا دارد.

Submit your comment

Please enter your name

Please enter a valid email address

Please enter your message

درباره ما

‎«نواک»، نشریه ی مجازی موسسه نغمه بنفش اندیشه است. ما در این نشریه، جدا از خبر رسانی در مورد هنرها، دست به تهیه یک مرجع مطالعاتی فنی زده‌ایم که در آن بوسیله ترجمه، تالیف و یا نقل قول‌های مختلف تایید شده، قصد داریم به روز ترین اطلاعات فنی و هنری، به خصوص در زمینه صوت و موسیقی را در اختیار کاربران فارسی زبان قرار دهیم. ‎این تصمیمات می‌تواند از یک آشنایی شخصی به یک موضوع مطرح شده تا تصمیم گیری برای تهیه تجهیزات ادوات برای یک پروژه بزرگ باشد. بخش مرجع «نواک» به تدریج تبدیل به یک بانک اطلاعاتی بی‌طرف خواهد شد که شبیه یک دانشگاه مجازی عمل خواهد کرد. ‎بخش خبری «نواک» هم مرکزی خواهد شد برای بازدید کنندگان، در هر نقطه، تا به آخرین اخبار موسیقی و هنرهای دیگر دسترسی داشته باشند.تلاش‌های ما بر اساس یک تصمیم گیری خودجوش و نتیجه سال‌ها بررسی بازار، صنعتِ هنر و صوت و تصویر در ایران شکل گرفته است.

نشريه نواك © 2014 All Rights Reserved

کلیه حقوق این سایت برای مجموعه نواک محفوط است

Designed by WPSHOWER

Powered by WordPress